مدل سود سه‌گانه یا TBL در سال 1998 توسط الکینگتون مطرح شد که شامل سه جز محیط طبیعی، جامعه و عملکرد اقتصادی می‌باشد. وی معتقد است که در فصل مشترک این سه جزء فعالیت‌هایی وجود که سازمان‌ها می‌توانند با اشتغال به آن‌ها نه تنها اثرات مثبتی بر محیط زیست و جامعه داشته باشند بلکه منافع اقتصادی و رقابتی را نیز برای شرکت به همراه داشته باشد (Elkington 1998). تقریباً در همه مدل‌های مدیریت زنجیره تأمین پایدار سه بعد اقتصادی، اجتماعی و محیطی به شرح زیر به عنوان ابعاد اصلی پایداری ذکر شده‌اند.

بعد اقتصادی بر نیازهای مالی متمرکز بوده و اصولاً به عنوان مهم‌ترین بعد دیده می‌شود. این نکته جای تأمل است که بدون موفقیت اقتصادی زنجیره تأمینی در بلندمدت وجود نخواهد داشت.

بعد اجتماعی بر نیازهای اجتماعی کارکنان از قبیل برابری، بهداشت، احترام و … متمرکز می‌باشد. هر سازمانی برای دستیابی به موفقیت مجبور است که به نیازهای کارکنان توجه نماید زیرا چنانچه نیازهای کارکنان برآورده نشود بهره‌وری آنان کاهش می‌یابد. نظریه سلسله مراتب نیازهای مازلو به خوبی این نیازها را بیان می‌کند.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت مرجع

www.homatez.com

مراجعه نمایید

 

ثقل

بعد محیطی بر مهم‌ترین جنبه جهان امروزی یعنی خطرات محیطی متمرکز بوده و در تلاش برای محافظت از محیط در برابر خطرات حاصل از صنعتی شدن و دیگر پیشرفت‌های تکنولوژیکی می‌باشد. به طور کلی انسان غرق در نیازهای خود بوده و از کاهش منابع، گرم شدن کره زمین، تخریب جنگل‌ها و لایه اوزون غافل است. مدل سود سه‌گانه مدلی کلی و عمومی بوده که تقریباً در همه حوزه‌هایی که موضوع پایداری وارد شده است کاربرد دارد، لیکن همین ویژگی کلی بودن آن و عدم ارائه جزئیات در هر بعد و نیز غفلت از جنبه‌های دیگر سازمان مثل ساختار سازمانی، مشتریان، استراتژی و مدیریت ریسک و عدم تفکیک محرک‌ها و توانمند‌سازها؛ به عنوان یک ضعف در بکارگیری آن در مدیریت زنجیره تأمین عمل می‌کند.