فرضیه‌ای که بازده‌ سهام وابسته به بازده‌ سبد سرمایه‌گذار بازار مشروط بر شرایط بازده خاص شرکتی است، مرتبط با ادبیات موضوعی است که نشان می‌دهد سهام و سبدهای سرمایه‌گذاری شاخص های بازار سهام، همبستگی مثبت بالایی در بازده‌های نزولی در مقایسه با بازارهای صعودی دارند (Ang and Chen, 2002; Boyer, Kumagai and Yuan, 2006). علاوه بر این، تحقیقات بیشماری از تئوری ارزش حدی[2] استفاده کرده و ساختار وابستگی متغیرها در حالت های حدی و نرمال را تجزیه‌تحلیل می‌کند (Patton, 2004). کانمن و تورسکی (Kahneman and Tversky, 1979)  بیان می‌کنند که افراد بسته به سود و زیان، رفتار متفاوتی از خود نشان می‌دهند. این موضوع پیشنهاد می‌کند که رفتار سرمایه‌گذار در شرایط بازار مختلف تغییر می‌کند (برای مثال، بازارهای صعودی یا نزولی[3])، بدین معنا که بتا نیز تغییر می‌کند. اگر سرمایه‌گذاران در زمان زیان ریسک‌گرا باشند، انتظار می‌رود که بتا در شرایط نزولی بازار بزرگتر باشد. علاوه بر این، اگر سرمایه‌گذاران در زمان سود ریسک‌گریز باشند، انتظار می‌رود که بتا در شرایط صعودی بازار کوچکتر باشد. بار و اسکولز (Baur and Schulze, 2010) گزارش کردند نقش وابسته به الگوء سهام منفرد را می‌توان با استفاده از  تئوری چشم‌انداز توضیح داد. همچنین، اگر بتا رفتار متغیر زمانی یا وابسته به الگو (رژیم) از خود نشان دهد، امکان دارد که رابطه ریسک و بازده به شیوه‌ای که در دانش مالی و اقتصاد کلاسیک پیشنهاد می‌شود مثبت نباشد و برای دوره‌های خاصی منفی باشد (Fama and French, 1992). در این رابطه، محققانی نظیر کمپل (Campbell, 1987)  برین و همکاران (Breen et al.,1989)، گلاستن و همکاران (Glosten et al., 1993) و لاتو و لاویگسون (Lettu and Ludvigson, 2002) رابطه بین ریسک و بازده را معکوس (منفی) یافته‌اند. هاریزون و ژانگ (Harrison and Zhang, 1999) گزارش کردند که رابطه ریسک و بازده در بلندمدت مثبت است، اما در کوتاه مدت معنادار نیست.  چیانگ و لی (Chiang and Li, 2012) از شیوه رگرسیون چارکی استفاده کرده و با تجزیه ریسک به ریسک پیش‌بینی شده و غیرمنتظره، رابطه مستقیم بین ریسک مورد انتظار با بازده مازاد و رابطه غیرمستقیم بین ریسک غیرمنتظره با بازده مازاد گزارش کردند، همچنین آن‌ها رابطه بین ریسک و بازده را در دامنه های حدی بازده متفاوت گزارش کردند (رابطه معکوس در دامنه پایین و رابطه مستقیم در دامنه بالا).

مطالعات بیشماری از این فرضیه حمایت می‌کند که سرمایه‌گذاران سهام برنده را آسان تر از سهام بازنده می‌فروشند. هیسلر (Heisler,1994) توانست زیان گریزی را در نمونه کوچکی از سفته بازان بازار آتی نشان دهد. وبر و کامرر (Weber and Camerer,1995) شواهد آزمایشگاهی از اثر تمایلاتی ارائه کردند. هانگن و ماهیجا (Haugen, and Makhija, 1988) همبستگی مستقیمی بین تغییر قیمتی و حجم معاملات یافتند و برمر و کاتو (Bremer and Kato,1996) نیز همین همبستگی مثبت را در بازار سهام ژاپن پیدا کردند. همبستگی مثبت نوسان قیمت با حجم معاملاتی موجب می‌شود که سرمایه‌گذاران ترجیج به نگه داری سهام برنده داشته باشند و سهام بازنده را بفروشند، اما این همبستگی می‌تواند نتیجه ترجیحات معاملاتی خریداران نیز باشد (ODEAN, 1998). اخیراً آندریکو و پاپاکونستانتینو (Andrikogiannopoulou and Papakonstantinou, 2015) با بررسی یافته‌های آزمایشگاهی در مسابقات شرط‌بندی که شباهت بسیاری با بازارهای مالی دارد، شواهدی از سؤگیری زیان‌گریزی (ریسک‌پذیری) و سؤگیری ریسک‌گریزی (سودگریزی) ارائه کردند و بیان کردند که تئوری چشم‌انداز می‌تواند چنین اثر تمایلاتی را توضیح دهد.

همچنین، تئوری چشم‌انداز کاربردهایی برای قیمت‌گذاری دارایی و حجم معاملات ارائه می‌کند. بدری و شواخی‌زاده (1389) با بررسی حجم معاملات و رابطه آن با نقاط مرجع، بیان کردند زمانی‌که قیمت بالاتر از قیمت مرجع باشد، حجم معاملات افزایش می‌یابد و شواهدی ارائه کردند مبنی بر اینکه  ﺣﺪاﻛﺜﺮ ﻗﻴﻤﺖ در یک‌سال ﮔﺬﺷﺘﻪ، ﻧﻘﻄﻪ ﻣﺮﺟﻊ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪﮔﺬاران در ﺑﻮرس اوراق ﺑﻬﺎدار ﺗﻬﺮان می‌باشد. در هر حال، مطالعات عموماً قادر نیستند که انگیزه رفتار فروش سهام برنده و نگه‌داری سهام بازنده پیرامون نقاط مرجع را تعیین کنند. یکی از رفتار معاملاتی مورد مطالعه اثر تمایلاتی است که نخست توسط شفرین و استتمن (Shefrin and Statman,1985) معرفی شد که در آن سرمایه‌گذاران سهامی سودآور خود را فروخته و سهام زیان‌ده خود نگه می دارند. این اثر در بسیاری از بازارها و برای سرمایه‌گذاران حرفه‌ای و غیر حرفه‌ای مشاهده شده است. آدن (Odean,1998) به شواهدی از اثر تمایلاتی در بازار آمریکا دست یافت. گرینبالت و کلوهارجو (Grinblatt and Keloharju,2001) اثر تمایلاتی را در بازار فنلاند مشاهده کرد، و فنج و سیشولز (Feng and Seasholes,2005) نیز دریافتند که در بازارهای چین نیز شواهدی از اثر تمایلاتی وجود دارد. گرینبالت و کلوهارجو (Grinblatt and Keloharju,2001)، شاپیرا و ونزیا (Shapira and Venezia,2001)، ورمرز (Wermers,2003)، گراوی و مورفی (Garvey and Murphy, 2004)، و جین و اسچربینا (Jin and Scherbina,2011) نیز به شواهدی از اثر تمایلاتی در  معاملات افراد حرفه‌ای دست یافتند که به نمایندگی از شرکت های خود معامله می کردند. جنسو و مایر (Genesove and Mayer,2001) با استفاده از قیمت خرید به عنوان نقطه مرجع، اثر تمایلاتی را در بازار مسکن نشان دادند و هیث و همکاران (Heath et al. ,1999) نیز اثر تمایلاتی را در اعمال اختیار معامله سهام کارمندان پیدا کردند. در ایران نیز، رضازاده و فلاح شمش (1392) شواهدی از اثر تمایلی زیان‌گریزی در بورس اوراق بهادار تهران گزارش کردند. جهانگیری و همکاران (1393) شواهدی از رفتار جمعی در بازارهای صعودی و نزولی ارائه کردند. سرمایه‌گذاران ممکن است به دلیل سؤگیری‌های رفتاری سهام بازنده را نگه داشته  و سهام برنده را بفروشند. به عبارت دیگر، سرمایه‌گذاران ممکن است توابع ارزشی همانند تابع ارزش در تئوری چشم‌انداز داشته باشند یا اینکه ممکن است به اشتباه، انتظار برگشت قیمت‌ها به میانگین خود را داشته باشند. همچنین دلایلی منطقی برای نگه دارای سهام برنده و فروش سهام برنده وجود دارد. (1) سرمایه‌گذارانی که سبد بازار را نگه داری نمی‌کنند، ممکن است با فروش برخی از سهام که افزایش قیمت داشته‌اند، واکنش نشان داده و تنوع‌بخشی را در سبد خود اعمال کنند (Lakonishok and Smidt,1986)؛ (2) سرمایه‌گذارانی که سهام را به دلیل اطلاعات مثبت می خرند، ممکن است با افزایش قیمت سهام و با این اعتقاد منطقی که قیمت در حال حاضر منعکس کننده این اطلاعات است، سهام خود را بفروشند، و با کاهش قیمت سهام و با این اعتقاد که اثر این اطلاعات هنوز بر قیمت منعکس نشده است، سهام خود را نگه داری کنند (Lakonishok and Smidt,1986). در هر حال، کلیه توضیحات منطقی برای اثر تمایلاتی نظیر تعدیل مجدد سبد[4]، یا بحث اطلاعاتی می‌تواند کاملاً توضیح دهنده این اثر باشد (Odean, 1998). لی و یانگ (Li and Yang, 2013)  بیان می‌کنند که تئوری چشم‌انداز، توضیحی بالقوه برای اثر تمایلاتی است.

در تئوری چشم‌انداز به عنوان تئوری توضیح دهنده تصمیم‌گیری تحت عدم اطمینان، (1) سرمایه‌گذاران پیامدها را بر حسب سطح ثروت کل ارزیابی نمی‌کنند، بلکه بر حسب ادراک خود از سود یا زیان نسبت به نقطه مرجع (نوعاً قیمت خرید)، ارزیابی می‌کنند. (2) سرمایه‌گذاران حساسیت بیشتری به زیان در مقایسه با سود دارند (زیان گریزی)؛ و (3) سرمایه‌گذاران در منطقه سود ریسک‌گریز بوده و در منطقه زیان ریسک‌پذیر هستند (حساسیت نزولی[5] یا تحدب/تقعر تابع ارزش S شکل در تئوری چشم‌انداز) (Li and Yang, 2013).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت مرجع

www.homatez.com

مراجعه نمایید

 

ثقل